یاران مهربان من

متن مرتبط با «لطیفه» در سایت یاران مهربان من نوشته شده است

لطیفه

  • نیلوبلاگ

    بیاییدباهم بخندیم بهم نخندیم مادر:هوشنگ اون دو تا سیبی که دیشب روی میز گذاشته بودم چرا حالا xa0یکی شده؟ هوشنگ:مامان جون،چون تاریک بود دومی اش را ندیدم. xa0 xa0 ...

    ادامه مطلب