یاران مهربان من

خرید بک لینک
مداد می خواست دیکته بنویسد. پاکن کنار دستش نشسته بود تا هر وقت لازمشد کمکش کند. مداد اول خودش را حسابی تراشید و تیز کرد. و بعد یک دور به تمام خانه و اطرافش نگاه کرد. سپس حسابی دور خودش پیچید. حوصله ی کتاب سر رفت و گفت بالاخره آماده شدی ؟حالا بنویس" توت "مداد هی وول خورد و وول خورد و دوباره نگاهی به اطراف انداخت و بعد نوشت : " بوب "! بعد زود متوجه شد که اشتباه نوشته، از پاکن کمک خواست و پاکن اشتباهش رو پاک کرد.حالا نوشت: " پوت " ! دوباره نچ... کرد و گفت اه ... بازم اشتباه نوشتم.بازم پاکن پاک کرد این بار بالاخره مداد نوشت " توت " کتاب نفس عمیقی کشید و گفت بنویس " آتش "مداد نوشت " آش " ! دوباره نچ... کرد و پاکن پاک کرد. دوباره غلط نوشت... و پاکن پا یاران مهربان من...ادامه مطلب

ما را در سایت یاران مهربان من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت: 21:26

انقدر خودت را نتراش مداد جان مداد می خواست دیکته بنویسد. پاکن کنار دستش نشسته بود تا هر وقت لازم شد کمکش کند. مداد اول خودش را حسابی تراشید و تیز کرد. و بعد یک دور به تمام خانه و اطرافش نگاه کرد. سپس حسابی دور خودش پیچید. یاران مهربان من...ادامه مطلب

ما را در سایت یاران مهربان من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 21:35

با سلام . در این پست صفحات جداکننده ی پوشه ی کار را برای پایه ی اول قرار دادم.خواهشمندم این صفحات را پرینت بگیرید و زمانی که کلربوک ها را تهیه نمودید این برگه های جداکننده را در کاورهای کلربوک بگذارید. و کلربوک را به کلاس بفرستیدبا سپاس عطا یی فر فارسی ریاضی علوم هنر یاران مهربان من...ادامه مطلب

ما را در سایت یاران مهربان من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 444 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 21:35

بیاییدباهم بخندیم بهم نخندیممادر:هوشنگ اون دو تا سیبی که دیشب روی میز گذاشته بودم چرا حالا یکی شده؟هوشنگ:مامان جون،چون تاریک بود دومی اش را ندیدم. یاران مهربان من...ادامه مطلب

ما را در سایت یاران مهربان من دنبال می‌کنید

برچسب: لطیفه,لطیفه و عمر,لطیفه گودرزی,لطیفه عزیز,لطیفه های خنده دار,لطیفه خنده دار,لطیفه سریال,لطیفه رحمانی,لطیفه شیرینی,لطیفه های خنده دار کوتاه, نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 21:34

صفحه بندی